روز سوم جنگ-طرفداران حکومت در خیابان بدون رهبر سرگردانند
۱۲ اسفند ۱۴۰۴
سخن سیاسی روز
در روز سوم، مدافعان حکومت، همچون یتیمان سرگردان در خیابانها گیج و منگ راه میروند تا مبادا مخالفان نظام به میدان آمده و باقیمانده آنچه که تاکنون درهم کوبیده شده را به زباله دان تاریخ نیافکنند. سرگیجه فقط در پایین حکومت نیست. در بالای نظام نیز ماندهاند که پس از خامنهای چه خاکی بر سر خود بریزند.
اژهای در گفتگو با بازجو خبرنگار معروف گفت، «شورای موقت رهبری حمایت و پشتیبانی کامل از همه نیروهای حافظ امنیت مردم و نیروهای مسلح دارد.» این دقیقا به آن معنی است که شورای موقت رهبر حمایت کامل همه باقیمانده نیروهای مسلحش را ندارد. خبرگزاری فارس در حالیکه به مردم التماس میکند که خیابانها را خالی نکنید و با ارسال عکس و فیلم با هشتگ معین حضور خود را نمایش دهید، تاکید میکند که به صداهای احتمالی ناامیدانه و نادرست از درون نظام توجه نکنید.
در همین حال، باقیمانده نیروهای سپاه زخم خورده به هر سو موشک پرانی میکند و با هر پرتاپ، یک لانچر (پرتابگر) خود را بلافاصله از دست میدهد. حکومتی که تا دو سال پیش برای همه کشورهای منطقه قداره میکشید اکنون به یک تار مو آویزان است. در شرایط قحطی آخوند عمامه سیاه، حکومت مجبورشده اعرافی عمامه سفید را معرفی کند که در کنار لاریجانی و اژهای به طرفداران نظام روحیه بدهند. نقش پزشکیان در حال حاضر، گفته خاتمی مبنی بر آبدارچی بودن رئیس جمهور در جمهوری اسلامی را تایید میکند. اینکه تا چه حد مجموعه مدافعان نظام در زیر بمباران، اعرافی را بپذیرند (اگر به عنوان ولی فقیه معرفی شود) جای سوال است.
در آنسو آمریکا و اسرائیل دانه دانه پایگاههای بسیج، کلانتری، مقرهای سپاه، خانههای امن و مخفی وزارت اطلاعات حکومت را در محلات تهران و شهرهای مختلف کشور مورد هدف قرار میدهند. سپاه، نیروهای متواری مسلح خود را در تکیهها و مدارس اسکان میدهند. حکومت از قبل سلاحها را برای نیفتادن به دست مردم، از پادگانها و مقرهای بسیج و سپاه خالی کرده است.
در روز سوم همچنین موشک پرانی باقیمانده سپاه توانسته ضرباتی به کشورهای عربی و شهرهای اسرائیل وارد کند. سفارت آمریکا در عربستان هدف دو پهپاد سپاه قرار گرفت. امید باقیمانده حکومت به گرفتن تلفات از سربازان آمریکایی، ایجاد خلل در روند زندگی کشورهای عربی حوزه خلیج فارس وفشارهای داخلی بر ترامپ برای توقف حملات و اعلام آتش بس است، امری که در صورت وقوع به همان اندازه برای ترامپ در آمریکا شکست محسوب میشود.
همچنین از وقایع مهم روز سوم، اعلام خبر تماس تلفنی ترامپ با رهبران کُرد در اقلیم کُردستان عراق (بارزانی و طالبانی) بود که عامل جنب و جوش و حدسیاتی در میان اپوزیسیون ایران و در فضای مجازی شد. گمانه زنیها مبنی بر حمایت آمریکا و اسرائیل از نیروهای سیاسی کُرد ایرانی در ادامه جنگی که سه روز پیش آغاز شد، طرفداران سلطنت را وحشتزده و دمکراسی خواهان را در صحنه سیاسی خوشحال کرد. ظاهرا از نظر همه طرفها، در بن بست خلاء وجود نیرو یا نیروهایی که بتوانند کار رژیم را بر روی زمین تمام کنند، کُردستان ایران تنها گزینه واقعی و مطرح در حال حاضر است. البته گمانه زنی در این باره هنوز زودرس است چرا که عوامل مختلفی مانع این مسیر است که در آینده به آن خواهیم پرداخت. اما سوال مهمتر در این رابطه اینست که آیا منظور واقعی ترامپ از ژست حمایت از کُردستان برای سرنگونی حکومت تنها برای ترغیب بازماندگان حکومت برای تسلیم، آنهم نه برای کناره گیری، بلکه معامله است، یا واقعا آمریکا و اسرائیل حاضرند تا برای تغییر رژیم تا ته خط بروند؟