ساخت و ساز های ارگانهای رژیم آخوندی در پارک ملی سرخه حصار یک جنایت ملی است

4/20/2005

در مفهوم علمی و تعریف انجمن بین المللی حفاظت منابع طبیعی کانادا – 1972، پارک ملی به سطح وسیع منطقه ای اطلاق می شود که بلحاظ ویژه گی اکوسیستم متنوع آن، دارای گونه های مختلف گیاهی و جانوران کمیاب بوده و شرایط طبیعی و محیط زیست آن بلحاظ چشم اندازهای گیاهی، حیات وحش و غیره دارای ارزش علمی فراوانی است. پارک ملی بطور کلی از قسمت مرکزی منطقه حفاظت شده، بخش مجاور مرکزی و حاشیه پارک تشکیل می شود، که امور حفظ و نگهداری این مناطق، بلحاظ قوانین بین المللی لازم بوده و می بایست از هرگونه تغییراتی به وسیله انسان درآن جلوگیری گردد.

در ایران امروز بر اثر حاکمیت آخوندی پارکهای ملی کشور وضعیتی اسفبار دارند. به تصریح اساتید علمی و کارشناسان دلسوز محیط زیست کشور”دامنه تعرض و تجاوز به مناطق حفاظت شده، پارکهای ملی و پناهگاههای حیات وحش در ظرف 27 سال گذشته چنان شدید است که دیگر اطلاق عنوانهای فوق به این عرصه ها معنی ندارد. هجوم سوداگران و بی عملی مطلق مسئولان رژیم آخوندی و مشارکت آشکار نهادهای انقلابی آخوندها در تصرف عدوانی، چراندن دام و شکار و تراشیدن گونه های کمیاب آن قدر ادامه یافته و تخریب ادامه دارد که دیگر امکان بازسازی این مراکز منتفی شده است. حتی در برخی از عرصه ها که می باید طبق استانداردهای شناخته شده بین المللی دست نخورده و حفاظت شده بمانند، مراکز مسکونی و موسسات اقتصادی وابسته به رژیم و دولت آخوندی دایر شده است، (دکتر کریم قصیم، ویژه نامه محیط زیست ایران زمین، شماره 98، صفحه 4، خرداد 1375).”

در باره چگونگی تخریب و انقراض پارک ملی سرخه حصار در دوران رژیم آخوندی، نمونه های روشن و گویایی از سوء استفاده های رهبر و دیگر ارگانها و کارگزاران رژیم نسبت به منابع و سرمایه ها ی طبیعی مردم ایران وجود دارد که این چگونگی را به نمایش می گذارد.

ابتدا باید گفت، بر اساس گزارشها و آمارهای چند دهه پیش، پارک ملی سرخه حصار در میان دو بیوم البرز مرکزی و کویر مرکزی در استان تهران قراردارد. این پارک با 9380 هکتار مساحت از قدیمی ترین پارکهای ملی دنیا و با ارزشترین مناطق طبیعی جهان محسوب می شود. در پارک ملی سرخه حصار و در پیرامون آن، تعداد 470 گونه گیاهی، 80 گونه دارویی و بیش از 3000 راس قوچ و میش بی نظیر یافت شده، و تنها زیستگاه گونه آهو و زیستگاه 110 گونه پرنده گان بومی و مهاجر درمنطقه تهران بشمار می رود. بنا بر ارزیابی و اظهارات کارشناسان محیط زیست کشور، مراقبت و نگهداری از گونه های گیاهی و پوشش جنگلی مناطق سرخه حصار و سرسبز اطراف تهران، بلحاظ جهت وزش باد غرب به شرق در آن، نقش مهمی در تولید اکسیژن حیاتی و پالایش کیفیت آب و هوای ناحیه تهران ایفا می کند. در صورت تخریب این پارک، خواه ناخواه وضعیت محیط زیست و سلامت ساکنان میلیونی و روزافزون شهر تهران نیز، با خطرات جدی و فزاینده تری روبرو خواهد شد.

گفتنی است که با مطالعات فوق و فشارهایی که توسط کارشناسان در زمان رژیم گذشته اعمال می شد، در سال 1354 واگذاری اراضی پارک ملی – سرخه حصار- بر اساس تبصره 4 ماده 31 قانون جنگلها و مراتع ممنوع اعلام گشت. در دوران پس از انقلاب و حاکمیت آخوندی، مساله حفاظت از منطقه سرخه حصار به سازمان محیط زیست واگذار شد و در سال 1361 شورای عالی محیط زیست آخوندی، با استفاده از ماده 3 قانون حفاظت محیط زیست، این محدوده را به عنوان پارک ملی به ثبت رساند، که از آن زمان تاکنون هیچ گزارش دقیق و قابل اطمینانی از طرف مراجع دولتی درباره پارک ملی سرخه حصار در دسترس عموم قرار نگرفته است به جز خبرهای درگیری دخل و تصرف زمینهای مناطق پارک ملی سرخه حصار بین کارگزاران مربوطه در خبرگزاری ایسنا (22 تیر81) و سایت سازمان محیط زیست رژیم آخوندی(27 فروردین 84).

واقعیت اینستکه ماجرای اختلاف میان سازمان محیط زیست و اعضای تعاونی مسکن وزارت جهاد سازندگی بطور مشخص در سال 70 آغاز شده است. خبرگزاری دولتی ایسنا در تاریخ 22 تیر 81 اطلاعیه ای از سوی وزارت جهاد سازندگی مسئول سازمان جنگلها و مراتع را به چاپ رسانده بود، مبنی بر اینکه سید علی خامنه ای ولی فقیه نظام آخوندی در سال 70، 240 هکتار از حساس ترین نقاط زمینهای منطقه سرخه حصار که بعنوان پارک ملی و حفاظت شده محسوب می شود، به وزارت جهاد سازندگی هدیه کرده تا ظاهرا بدین طریق بین اعضاء و کارکنان جهاد سازندگی، که به گفته این وزارتخانه تماما جزء خانواده شهدا، اسرا، مصدومین، جانبازان و بسیجیان رژیم آخوندی می باشند، تقسیم شود. در گزارش ایسنا همچنین به طرح و نقشه های مربوط به سال 64 سازمان محیط زیست مبنی بر تصرف زمینهای سرخه حصار توسط روسا و نهادهای وابسته به آن اشاره شده است. در همین گزارش آمده است که سازمان محیط زیست حتی حدود 3000 هکتار از 9380 هکتار پارک ملی سرخه حصار را تاکنون ساخت و ساز کرده است.

بالاخره با آگاه شدن افراد ذینفع در حفاظت محیط زیست از صدور سند بر این زمینها و شروع عملیات نقشه برداری در سرخه حصار در سال 70، سازمان فوق سریعا وارد عمل می شود و دادخواستی را مبنی بر ابطال اسناد به دادگاه ارائه می کند که از آن سال تاکنون این پرونده در مراجع قضایی رژیم کش و قوس پیدا کرده و لاینحل باقی مانده است.

ماجرای مذکور پس از سالها جنگ و دعوا در این روزها ی اخیر به مرحله جدیدی رسیده است. مساله اختلافات بر سر منافع شخصی و چگونگی توزیع غنائم زمینهای پارک ملی سرخه حصار بین ارگانها و وزارتخانه های مربوطه وابسته به جناحهای درون رژیم آخوندی، دیگر بهدرگیری های گسترده و خشونت انجامیده و همچنان ادامه دارد.

“روز چهارشنبه 150 تن از اعضای تعاونی مسکن جهاد کشاورزی که خواهان ساخت و ساز در پارک ملی سرخه حصار هستند، با تجمع در مقابل ساختمان مرکز تحقیقات محیط زیست استان تهران، به زور وارد این مرکز شده و خساراتی به بار آوردند. در حالی که نیروی انتظامی – به سرپرستی سردار باطبی معاون انتظامی فرماندهی تهران بزرگ در محل حضور داشت- و گارد محیط زیست در حال برقراری امنیت در منطقه بودند، باز به زور وارد ساختمان شده و اقدام به ضرب و شتم و زخمی کردن تنی چند از ماموران و شکستن شیشه ها و دربها در برخی طبقات ساختمان کردند. در این حین، افرادی که وارد ساختمان شده بودند، با تلاش ماموران انتظامی و مسئولان به خارج از ساختمان رانده شدند و در بیرون در مجدا شروع به سردادن شعار و تظاهرات کردند…… و این در حالیست که به گفته پیراسته مدیر کل محیط زیست استان تهران، تفاهم نامه ای! بین سازمان حفاظت محیط زیست، وزارت مسکن و سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور مبنی بر اعطای زمین معوض به جای اراضی پارک ملی سرخه حصار در شهر پردیس به اعضای تعاونی مسکن وزارت جهاد کشاورزی انجام گرفته است. …. متاسفانه علی رغم ممنوعیت ساخت و ساز در این منطقه، تاکنون مرجع قضایی محل، یعنی دادسرای ناحیه 4 رسالت، هیچگونه حکمی در این باره صادر نکرده است. ……در مورد جزئیات این توافقنامه معصومه ابتکار معاون خاتمی به ایسنا اظهار نمود که قرار است به اعضای تعاونی های مسکن 500 هکتار زمین از شهر جدید پردیس به جای 240 هکتار از اراضی پارک ملی سرخه حصار واگذار گردد، ایسنا 27/1/84 ، (به نقل از سایت سازمان حفاظت محیط زیست، بخش اخبار زیستمحیطی)”.

البته گزارشات روند تخریب مناطق حفاظت شده در استانهای دیگر کشور نیز بسیار فاجعه بار است. وضعیت منطقه باصطلاح حفاظت شده ارژن و پریشان نمونه ای از این روند است.

منطقه اژن و پریشان در بخش جنوبی رشته کوههای زاگرس و در شصت کیلومتری غرب شیراز قرار دارد و جاده مهم شیراز به استانهای خوزستان و بوشهر از کنار آن می گذرد. دریاچه آب شیرین پریشان در کنار کوه های جنگلی و دارابودن نیزارها و لویی زارهای وسیع در حاشیه آن، .یکی از زیباترین دریاچه های کشور است. که وجود هزاران پرنده از انواع گوناگون در این منطقه، زیبایی آن را دو چندان می کند. عوامل و دامنه تخریب محیط زیست در منطقه ارژن و پریشان واقعا گسترده است……….محیط زیست با مامور کم، بدون اعتبار و امکانات ضروری در برابر خیل عظیم متجاوزین و متخلفین تنها مانده و در بن بست عجیبی گرفتار شده است. …….سازمان منابع طبیعی بدون مشورت با محیط زیست پروانه چرای دام صادر می کند. سازمان کشاورزی آخرین باقی مانده نرگس زار فامور را شخم می زند و گندم می کارد. جهاد سازندگی با زهکشی، تالاب را می خشکاند و ماهی غیر بومی وارد دریاچه می کند. وزارت نیرو دکل های فلزی انتقال برق را در دریاچه ارژن می کارد و منظره آن را تخریب می نماید…….در این اوضاع کشاورزان بدون مجوز مبادرت به حفر چاه کرده و جنگل و مراتع را به اراضی کشاورزی تبدیل می کنند. صیادان ماهی، شب و روز بدون مجوز در سراسر دریاچه پریشان دام می گسترانند و علاوه بر صید غیر قانونی ماهی، اردک های غواص بسیار نادر و در خطر انقراض را در تورهایشان خفه می کنند. شکارچیان همچنان به شکار غیرقانونی ادامه می دهند و بازدیدکنندگان گل و گیاه منطقه را کنده و درو می کنند،(به نقل از فصلنامه صلح سبز در اردیبهشت سال 1381، صفحه 26 و 27، شماره هشتم و نهم.

علاوه بر این مشکلات، می بایست از آلودگی های خاک و آب بر اثر تخلیه مداوم زباله ها در این سالیان در مناطق تفرجگاهی و حفاظت شده و پراکنش آن در محیط نیز سخن بمیان آورد. “مهمترین محوریت برگزاری نمادین مراسم روز زمین پاک در دوم اردیبهشت ماه سال جاری در استان فارس پاکسازی و جمع آوری نمادین انباشت زباله ها در مناطق حفاظت شده، …..پارک ملی بمو، آبشار مارگون، قلات، دریاچه مهارلو، دریاچه پریشان، بهشت گمشده، آبشار استهبان و بستر طبیعت ارسنجان استان فارس است، مجید ابدی، مدیر کل محیط زیست استان فارس، (منبع سایت روابط عمومی سازمان محیط زیست، 30/فروردین/84).”

در پایان می توان اینگونه نتیجه گرفت که الگوهای اصلی و همبسته تخریب محیط زیست و منابع طبیعی پارک های ملی و دیگر – در حاکمیت آخوندها در ایران عبارتند از:

نوع نگرش و عملکردهای ولایت فقیه مابآنه رژیم حاکم نسبت به منابع، یعنی فرهنگ دخل و تصرف رهبر و وابستگان نزدیک به او، امام جمعه ها، نهادهای سیاسی، حقوقی قضایی و اقتصادی باج گیر و رانت خوار و افراد و ارگانهای سرکوبگر حفظ رژیم.

تضاد طرحوبرنامه عملو ناسازگاریهای ماهویدر ارگانهای دولتیسازمان حفظ محیطزیست، وزارت جهاد سازندگی، سازمان جنگلها ومراتع، وزارت کشاورزی، مسکن وسازمان مدیریت برنامه وبودجه ودیگرارگانهای ذیربط.

فقدان قوانین، سرمایه گذاریهای کلان ملی، مدیریت و برنامه های علمی و اجرای لازم آن منطبق با شرایط ویژه و منحصر بفرد محیط زیست و اکولوژی در کشور برای حفظ و حمایت از مناطق حفاظت شده و پارکهای ملی در ایران.

دکتر کاظم موسوی زاده
برلین، 20 آوریل2005