گفتگوی دو ۵۷ی
۲۵ مهر ۱۴۰۵
۵۷ی اول: میدونی از چی دلم میسوزه؟ اینکه اعدامهای این دوره از جوانهایست که شاید اصلا سیاسی نبودند.
۵۷ی دوم: مگر در دهه ۶۰ همینطور نبود؟ به نظرم من بدتر هم بود.
۵۷ی اول: حداقل توی اون دوره اکثرا با یک سازمان سیاسی وصل بودند، نشریهای فروخته بودند. در ارتباط با یک جریان سیاسی بودند.
۵۷ی دوم: نه، همه اینطور نبودند. بعد از ۳۰ خرداد ۶۰، روزی ۱۵ هزار نفر را میگرفتند و میآوردند توی اوین. فکر میکنی همه اونها با جریانهای سیاسی مرتبط بودند.
۵۷ی اول: آره، اکثرا بودند. چون که فضا، فضای سیاسی بعد از انقلاب بود. اما این بچههای امروزه، با آنکه واقعا مسائل زندگی و معیشتی و کار و آزادیهای فردی اونها را به تظاهرات و خیابانها کشید، اما تعلقات ذهنیشان با آن دوره ما بسیار تفاوت داشت. اینها توی سوشیال مدیا و اینستا و فَشِن و موزیک بودند که هدف گلوله قرار گرفتند و یا در زندان دارند اعدامشون میکنند.
۵۷ی دوم: تو اون دوره هم خیلیها اصلا توی باغ سیاست نبودند با اینکه حرفت را درباره فضای عمومی سیاسی کشور بعد از انقلاب تایید میکنم. در سلولی که خود من بودم، آدمهایی را میآوردند که بجز مکانیکی از هیچ چیز دیگهای اطلاع نداشت و یا یکی دیگه که طرفدار گوگوش بود. هر دو را هم اعدام کردند.
۵۷ی اول: ولی برای ما که هر دو را دیدیم، من یک حس دیگهای راجع به این جوانها دارم. نمیدونم، اینها واقعا اصلا ربطی به یک جریان سیاسی نداشتند که براشون حکم اعدام صادر میشه.
۵۷ی دوم: برای اینکه جریانهای سیاسی اون دوره، الان در جامعه حضور علنی ندارند. اون موقع هم بعد از انقلاب هم چون چیزهایی مثل سوشیال مدیا و این حرفهای امروزی نبود، گروههای سیاسی مُد شده بودند. اون موج عظیم انقلاب همه را به طرفی پرتاب میکرد، یکی میشد اقلیتی، یکی اکثریت، یکی مجاهد، یکی پیکاری…
۵۷ی اول: بالاخره اینها روزنامه میخوندند، جلوی دانشگاه بحث میکردند، توی کوه سرود میخوندند. نه اینکه اعدام اینها جنایت نبود، اما میدونستند که در مبارزهای شرکت دارند که هر چیزی ممکنه پیش بیاد، با آنکه هیچکس نسبت به میزان جنایتکاری خمینی و سپاهی که او درست کرده بود، کاملا واقف نبودند.
۵۷ی دوم: در همون دوره هم شاید نصف آدمهایی که اعدام شدند، مثل این دوره اصلا هیچ ربطی به گروههای سیاسی نداشتند. دستگاه لاجوردی و زندان رژیم با همه فلهای برخورد میکرد. من خودم شاهد این بودم که کسانی را که میگرفتند اینقدر با کابل میزدند که اسم بگه و آدم بیاره. اونها هم که بسیاریشون سیاسی نبودند، اسم هر کی رو که حدس میزدند سیاسی است، میگفتند. خیلی از همانهایی که آورده میشدند هم فلهای اعدام میشدند. تنها فرقی که داشت این بود که نه اینترنت بود، نه گروههای حقوق بشری بودند و نه ماهواره و نه پوشش خبری. خیلیها مظلومانه اعدام شدند بدون اینکه صداش حتی در خود جامعه در بیاد. هنوز بسیاری از مردم به خمینی و رژیمش توهم داشتند.